برگشت به صفحه اصلي

 

اين جنبش اعتراضی!

اکبر منتجبی

monaaki@yahoo.com

در گرماگرم انتخابات مجلس پنجم , و آن هنگام كه سنت گرايان راست با تكنوكرات هاي كارگزار دست و پنجه نرم مي كردند , آرام آرام جنبش اعتراضی شكل گرفت كه فارغ از آن دو جناح نگاهي به آينده داشت و جز اهالي فرهنگ كمتر كسي به آن توجهي كرد . اين جنبش اعتراض اگرچه بدون راهبر و رهبر بود اما سعي مي نمود كه در اولين فرصت ممكن اثر انگشت خود را بگونه اي بر جاي بگذارد كه تمام نگاهها را معطوف خود نمايد . لذا در آستانه انتخابات مجلس پنجم نگاه خود را به زن جسوري كه گمان مي برد مي تواند هادي او باشد , معطوف كرد و بالاترين آراي ممكنه را در سبد فائزه هاشمي رفسنجاني ريخت ؛ اما گمان او باطل بود . كسي متوجه اين حضور و اثر انگشت نگرديد و راي بالاي فائزه هاشمي به حساب پدر و جايگاه آن وقت او نوشته شد . اگرچه پس از اين جريان جنبش اعتراضی زنان راهبري پيدا ننمود و همچنان لاك پشت وار به راه خود ادامه داد اما آنگاه كه خاتمي , مردي از اهالي فرهنگ خود را نامزد انتخابات رياست جمهوري كرد , و آن قشر عظيم را دريافت، اعتمادي دو سويه شكل گرفت . خاتمي به نقش اين جنبش و قشر واقف بود و آنها نيز خاتمي را امين خود يافتند . لذا سبد انتخاباتي رييس جمهور محمد خاتمي در دو دوره انتخابات سالهاي 76 و80  بيش از تمام روساي جمهوري ايران , پر از راي شد و همه اذعان نمودند كه عمده ترين نقش را در پيروزي پرچمدار اصلاحات , زنان داشتند . اما نكته اساسي اين است كه آيا توجهي به خواسته هاي آنان شد و رييس جمهور محمد خاتمي كه پيوسته شعار شايسته سالاري بيان مي نمود توانست آن را در حيطه زنان عملي كند ؟

بنابر چند دليل خاتمي نتوانست آنگونه كه نظر داشت عمل نمايد . در كابينه اول اگرچه مجلس پنجم كه طيف اكثريت آن به دست محافظه كاران و مخالفان دولت بود , مانع از اجراي خواسته هاي رييس جمهور بودند اما اين توقع همواره وجود داشت كه در زمينه هاي ديگر خاتمي و مديران او بتوانند فرصت به زنان بدهند تا آنان نيز خود را بيازمايند . در حيطه مديريتي عليرغم تمام شعارها , كمتر زني توانست امور اجرايي را بدست بگيرد و فارغ از تمام بايدها و نبايدها , خلاقيت خود را به نمايش بگذارد . بعد از اتمام چهارساله اول,  از آنجايي كه مجلس ششم , در اختيار اصلاح طلبان قرار داشت , و باز از آنجايي كه رييس جمهور وعده داده بود كه در كابينه خود چندين وزير زن داشته باشد , اين ذهنيت پديد آمده بود كه حداقل به غير از خانمها زهرا شجاعي و معصومه ابتكار كه چندان نقش مهمي را در كابينه اول نداشتند , خاتمي از زنان برجسته ديگر براي كابينه دوم خود , دعوت به عمل آورد اما جرياناتي بوقوع پيوست كه باز جنبش اعتراض سرخورده تصميم گرفت به راه خود ادامه دهد . در هنگام دست چين شدن وزراي جديد , خبري رسيد كه برخي ازعلماي قم با وزير زن در كابينه دوم رييس جمهور مخالفت كردند . اين خبر در همان روزها دهان به دهان پيچيد و يكي دو نشريه تندروي محافظه كار نيز مطالبي را در اين باره نوشت . پس از آن , برخي از اصلاح طلبان نيز با بيان اينكه  زني كه بتواند مديريت قوي داشته باشد نداريم , با ورود زنان به كابينه مخالفت كردند . محسن آرمين شاخص اين گروه بود . او پس از بيان جملاتي در مخالفت با حضور زنان در كابينه , مجبور شد تا مدتي نگاههاي سنگين همكاران زن خود را در مجلس تحمل كند . نكته بعد ترديد خاتمي در اين باره بود . او عليرغم اين كه در نطق هاي انتخاباتي خود , بخصوص نطق هاي انتخاباتي سال 80 , كه از نقش زنان و افزايش آمار دختران دانشجو سخن ها گفته بود , تا لحظه آخر ترديد داشت كه تعداد زنان كابينه خود را از دونفر افزايش دهد . وزارتخانه هاي آموزش و پرورش و بهداشت , دو وزارتخانه بالقوه اي بودند كه رييس جمهور مي توانست آنها را به زنان لايقي كه وجود داشتند بسپارد , بخصوص آنكه از مدتها پيش معلوم گشته بود دو وزير اين وزارتخانه در دولت آتي ديگر همكاري نخواهند داشت , اما محمد خاتمي نتوانست بر ترديدهاي خود نقطه پاياني بگذارد . با اين حال , اين روزها چه موافق و چه مخالف بر ناكارآمدي دولت و كابينه در برخي قسمت ها اشتراك نظر دارند . و ضعف كابينه و عدم همراهي با مردم و اصلاحات مواردي است كه بكرات در اين روزها بيان مي شود . اما نکته حايز اهميت اين است آن جنبش معترض كه بيشترين آرا را به خاتمي و يارانش در انتخابات مختلف داد , ديگر نه تنها اعتراضي ندارد , بلكه سكوت اختيار كرده است و سعي مي نمايد بدون چشمداشت به آنها , راه خود را ادامه دهد . جنبش زنان ،خود جوش بي هيچ پشتوانه دولتي و حكومتي شكل گرفت , لذا مي تواند در عدم همراهي و حتي كم لطفي آنان نيز به راه خود ادامه دهد , كما اينكه تا امروز نيز بدين صورت بوده است , اما آيا اين پايان راه است ؟ بي گمان خير .. .