|
در
گرماگرم انتخابات مجلس
پنجم , و آن هنگام كه سنت
گرايان راست با تكنوكرات
هاي كارگزار دست و پنجه
نرم مي كردند , آرام آرام
جنبش اعتراضی
شكل گرفت كه فارغ از آن دو
جناح نگاهي به آينده داشت
و جز اهالي فرهنگ كمتر كسي
به آن توجهي كرد . اين جنبش
اعتراض اگرچه بدون راهبر و
رهبر بود اما سعي مي نمود
كه در اولين فرصت ممكن اثر
انگشت خود را بگونه اي بر
جاي بگذارد كه تمام نگاهها
را معطوف خود نمايد . لذا
در آستانه انتخابات مجلس
پنجم نگاه خود را به زن
جسوري كه گمان مي برد مي
تواند هادي او باشد , معطوف
كرد و بالاترين آراي ممكنه
را در سبد فائزه هاشمي
رفسنجاني ريخت ؛ اما گمان
او باطل بود . كسي متوجه
اين حضور و اثر انگشت
نگرديد و راي بالاي فائزه
هاشمي به حساب پدر و
جايگاه آن وقت او نوشته شد
. اگرچه پس از اين جريان
جنبش اعتراضی زنان راهبري
پيدا ننمود و همچنان لاك
پشت وار به راه خود ادامه
داد اما آنگاه كه خاتمي ,
مردي از اهالي فرهنگ خود
را نامزد انتخابات رياست
جمهوري كرد , و آن قشر عظيم
را دريافت، اعتمادي دو
سويه شكل گرفت . خاتمي به
نقش اين جنبش و قشر واقف
بود و آنها نيز خاتمي را
امين خود يافتند . لذا سبد
انتخاباتي رييس جمهور
محمد خاتمي در دو دوره
انتخابات سالهاي 76 و80
بيش از تمام روساي
جمهوري ايران , پر از راي
شد و همه اذعان نمودند كه
عمده ترين نقش را در
پيروزي پرچمدار اصلاحات ,
زنان داشتند . اما نكته
اساسي اين است كه آيا
توجهي به خواسته هاي آنان
شد و رييس جمهور محمد
خاتمي كه پيوسته شعار
شايسته سالاري بيان مي
نمود توانست آن را در حيطه
زنان عملي كند ؟
بنابر
چند دليل خاتمي نتوانست
آنگونه كه نظر داشت عمل
نمايد . در كابينه اول
اگرچه مجلس پنجم كه طيف
اكثريت آن به دست محافظه
كاران و مخالفان دولت بود ,
مانع از اجراي خواسته هاي
رييس جمهور بودند اما اين
توقع همواره وجود داشت كه
در زمينه هاي ديگر خاتمي و
مديران او بتوانند فرصت به
زنان بدهند تا آنان نيز
خود را بيازمايند . در حيطه
مديريتي عليرغم تمام
شعارها , كمتر زني توانست
امور اجرايي را بدست بگيرد
و فارغ از تمام بايدها و
نبايدها , خلاقيت خود را به
نمايش بگذارد . بعد از
اتمام چهارساله اول,
از آنجايي كه مجلس ششم
, در اختيار اصلاح طلبان
قرار داشت , و باز از
آنجايي كه رييس جمهور وعده
داده بود كه در كابينه خود
چندين وزير زن داشته باشد ,
اين ذهنيت پديد آمده بود
كه حداقل به غير از خانمها
زهرا شجاعي و معصومه
ابتكار كه چندان نقش مهمي
را در كابينه اول نداشتند ,
خاتمي از زنان برجسته ديگر
براي كابينه دوم خود , دعوت
به عمل آورد اما جرياناتي
بوقوع پيوست كه باز جنبش
اعتراض سرخورده تصميم
گرفت به راه خود ادامه دهد
. در هنگام دست چين شدن
وزراي جديد , خبري رسيد كه
برخي ازعلماي قم با وزير
زن در كابينه دوم رييس
جمهور مخالفت كردند . اين
خبر در همان روزها دهان به
دهان پيچيد و يكي دو نشريه
تندروي محافظه كار نيز
مطالبي را در اين باره
نوشت . پس از آن , برخي از
اصلاح طلبان نيز با بيان
اينكه
زني كه بتواند مديريت
قوي داشته باشد نداريم , با
ورود زنان به كابينه
مخالفت كردند . محسن آرمين
شاخص اين گروه بود . او پس
از بيان جملاتي در مخالفت
با حضور زنان در كابينه ,
مجبور شد تا مدتي نگاههاي
سنگين همكاران زن خود را
در مجلس تحمل كند . نكته
بعد ترديد خاتمي در اين
باره بود . او عليرغم اين
كه در نطق هاي انتخاباتي
خود , بخصوص نطق هاي
انتخاباتي سال 80 , كه از
نقش زنان و افزايش آمار
دختران دانشجو سخن ها گفته
بود , تا لحظه آخر ترديد
داشت كه تعداد زنان كابينه
خود را از دونفر افزايش
دهد . وزارتخانه هاي آموزش
و پرورش و بهداشت , دو
وزارتخانه بالقوه اي
بودند كه رييس جمهور مي
توانست آنها را به زنان
لايقي كه وجود داشتند
بسپارد , بخصوص آنكه از
مدتها پيش معلوم گشته بود
دو وزير اين وزارتخانه در
دولت آتي ديگر همكاري
نخواهند داشت , اما محمد
خاتمي نتوانست بر
ترديدهاي خود نقطه پاياني
بگذارد . با اين حال , اين
روزها چه موافق و چه مخالف
بر ناكارآمدي دولت و
كابينه در برخي قسمت ها
اشتراك نظر دارند . و ضعف
كابينه و عدم همراهي با
مردم و اصلاحات مواردي است
كه بكرات در اين روزها
بيان مي شود . اما نکته
حايز اهميت اين است آن
جنبش معترض كه بيشترين آرا
را به خاتمي و يارانش در
انتخابات مختلف داد , ديگر
نه تنها اعتراضي ندارد ,
بلكه سكوت اختيار كرده است
و سعي مي نمايد بدون
چشمداشت به آنها , راه خود
را ادامه دهد . جنبش زنان
،خود جوش بي هيچ پشتوانه
دولتي و حكومتي شكل گرفت ,
لذا مي تواند در عدم
همراهي و حتي كم لطفي آنان
نيز به راه خود ادامه دهد ,
كما اينكه تا امروز نيز
بدين صورت بوده است , اما
آيا اين پايان راه است ؟ بي
گمان خير .. .
|